مؤلف مجهول
156
تاريخ سيستان
بيرون آمدن امير حمزة بن عبد الله الخارجى اندر سنهء احدى و ثمانين و مائه [ 1 ] حمزة بن عبد الله از نسل زو طهماسب بود و مردى بزرگ بود و شجاع و از رون و جول [ 2 ] بود ، از عمّال يكى آنجا بىادبيها كرد حمزه عالم بود و بر او امر معروف كرد ، آن عامل [ 3 ] خواست كه او را تباه كند ، آخر عامل كشته شد ، و حمزه از سيستان برفت و به حج شد و ز آنجا باز آمد و گروهى از ياران قطرىّ بن الفجاة با او ، باز خوارج سيستان بر خلف خارجى برخاسته بودند و ياران حضين و مردم بسيار جمع شده مردى پنجهزار ، چون حمزه بيامد همگنان او را بيعت كردند و بسكر [ 4 ] آمد و اينجا بيرون آمد و اشكرا [ 5 ] شد ، و عيسى بن على بن عيسى با سپاه بحرب او شد و حفص بن عمر بن تركه را بر سيستان خليفت كرد ، روز آدينه اندر شوال سنهء اثنى و ثمانين و مائه بحرب حمزه شد و سيف عثمان طارابى و الحضين بن محمد القوسى و روق بن حريش با عيسى بن على بدين حرب شدند و حربى صعب بكردند و خوارج بسيار مردم از يشان بكشتند و عيسى بن على بهزيمت برفت سوى خراسان و اين مهتران
--> [ 1 ] كامل ابن اثير او را حمزة بن اترك السجستانى مينويسد و ظهور ويرا در سنهء سبع و سبعين و مائه ميشمارد ( ج 6 ص 49 ) و در تاريخ بيهق ويرا ( حمزة بن آذرك ) ضبط كرده و گويد در سنهء 213 از جانب ترشيز آمد بسبزوار و قصبهء بيهق را قتل عام كرد ( نسخهء خطى ص 58 ) و ظاهرا : اترك ، ادرك ، آذرك يكى باشد كه دوستان حمزه او را عبد الله ناميدهاند . [ 2 ] رون وجول درست معلوم نشد در كدام قسمت سيستان بوده است ولى لفظ ( چول ) در لهجهء خراسان و سيستان امروز بمعنى كوير و صحراى قفر است و بدين قياس ميبايد ( رون وجول ) از نواحى كنارهء صحراى كوير كه بسيستان و بلوچستان و كرمان متصل است بوده باشد . [ 3 ] در اصل ( آن عالم ) بوده و اصلاح شد . [ 4 ] كذا فى الاصل ، و اين نام درين كتاب به چند قسم « لشكر - بسكر - بسكو » آمده است ( رجوع شود بحاشيه 6 ص 10 ) . [ 5 ] كذا . ظ : اشكرا بمعنى آشكارا ، در لهجهء خراسان از قديم تا بامروز غالبا الفها بفتحه تبديل مىشود در قديم همچون ( شكار - شكر - اوبار - اوبر - بار - بر - شمار - شمر و غيره ) و امروز مانند ( هر كاره - هركره - يارك - يره - خانه - خنه - آدم - ادم و غيره ) و تصور ميكنم لغت ( اشكرا - آشكارا ) نيز از همان قبيل باشد .